عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

22

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

از شرح حال گرديزى متأسفانه چيزى نمىدانيم و در كتب ديگر ذكرى ازو نيست . اگر مقدمهء اين كتاب در دست مىبود ، شايد از روى آن گرديزى را خوبتر مىشناختيم . در چند مورد اين كتاب ( ص - - ) نام خود را به عبارت « فراز آورنده يا گرد آورندهء اين كتاب ابو سعيد عبد الحى بن الضحاك بن محمود گرديزى » مىنويسد و چنين به نظر مىآيد ، كه در غزنه پايتخت آن وقت سكونت داشت و كتاب خود را درين شهر نوشت ، و در اواخر زندگى استاد بو ريحان البيرونى ( متوفا 440 ه ) با او ديدار كرد . وى در برخى موارد اين كتاب ، از اوضاع طبيعى غزنه هم ذكرى دارد و مسوغ اين حدس تواند بود ، كه از سكنهء غزنه است . مثلا در ( ص ) گويد : « اندرين روز هشتم آذار پرستو بينند بديار غزنين و هوا خوش گردد . » گرديزى در زمان فتنه و ضعف آل سبكتگين و معاصر با ابو الفضل محمد بن حسين بيهقى ( متوفا 470 ه ) نويسندهء تاريخ بيهقى در غزنه مىزيست ، و انشاى درى او مانند نوشته‌هاى آن عصر ، روان و مليح و لطيف است ، و گاهى كلمات و لغات و تعابير شيرينى را به كار مىبرد ، كه از نظر لغت و تاريخ و دستور خيلى مغتنم‌اند و من براى اين چنين كلمات و تعابير و استعمالهاى خاصه فهرستى را در آخر اين كتاب تعليق نمودم ، كه به سهولت يافته شوند ، و هم در تصحيح برخى موارد كتاب با ذكر اسناد و يا حدس غالب كوشيده‌ام . و در پايان آن فهرست مفصل عمومى كتابرا هم الحاق كرده‌ام . ناگفته نماند كه باب نوزدهم اين كتاب اندر معارف هندوان ( ص ببعد ) از طرف دانشمند فقيد مينارسكى به زبان انگليسى ترجمه و تشريح گرديده و در بيست مقالهء او ( ص ببعد ) طبع لندن 1964 نشر شده است كه در تصحيح اين باب همواره مورد مراجعه و استفادهء من بوده و در پاورقى اشاره كرده‌ام . همچنين حصهء مطبوعهء محمد ناظم هندى ( مطبعهء ايرانشهر برلين 1928 م ) كه از روى آن در سنهء 1315 ش در تهران نيز چاپ كرده‌اند : با وجود اغلاطى كه دارد ، مورد نظر من بود ، و نيز چاپ مرحوم سعيد نفيسى ( تهران 1333 ش ) كه از طبقهء چهارم ملوك ساسانيان ( ص ببعد ) تا پايان باب هفتم ( ص ) را شامل است در ترتيب همين